+ نوشته شده در جمعه پنجم آبان 1385ساعت 1:3  توسط کیمیا
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 10:52  توسط کیمیا
|
سلام آخرش به کمک بابا این عکس را گذاشتم.مرسی بابایی
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 3:36  توسط کیمیا
|
اینهم یه عکس از ابجی جون شما.کیمیا..خیلی دوستون ودارم بچها .شماچی؟

+ نوشته شده در دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 6:3  توسط کیمیا
|
بابا جونم با موتورش که خیلی دوستش داره و لی می دونم که که منر اخیلی بیشر دوستم داره.مکه نه بابا

+ نوشته شده در دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 5:53  توسط کیمیا
|
+ نوشته شده در دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 5:13  توسط کیمیا
|
از اينكه عكسهام بد افتاده ببخشيد
+ نوشته شده در دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 4:52  توسط کیمیا
|
+ نوشته شده در دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 4:21  توسط کیمیا
|